تبليغاتX
...شعری که زندگی ست . - سپید 3

...شعری که زندگی ست .

سهراب: شعر یک جور زندگی است . فروغ:شعر خود زندگی است.

سپید 3

با همه ی دلبستگی ها یم به دنیا

پا گذاشته ام به سن

ستاره ای در معرض روزم و در مداری از نتوانستن ،

گردان نه !سر گردانم

برف زمان ، سر شاخه های بلوطی که منم ،را

 به نشستنی سپید ، آماج گرفته است

...

حالا من

- این فرتوت نا آرام -

 در زبان معترضم

و در دل ،

 می ترسم از همه ی ضمیر ها ی اشاره

از این ،

 از آن،

از اومی ترسم .

در این نا حق آباد دور دست می ترسم:

 نگرفته هایم را ندهند

پیش از آنی که نباشم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 10:37 بعد از ظهر  توسط یارمحمد عبدی  |